روزنامک: گزارشی از مشاهدات ناشر روزنامک: از بلیت هواپیما، سهولت و سرعت کار در فرودگاه امام تا نمونه ای از خصلت مهربان بودن ایرانی، دیدار یک نابغه بانکی و نظرات و پیشنهادهای مدیر یک بنگاه معاملات مستغلات
17 خرداد 1395 - 6 ژوئن 2016

گزارشی از مشاهدات ناشر روزنامک: از بلیت هواپیما، سهولت و سرعت کار در فرودگاه امام تا نمونه ای از خصلت مهربان بودن ایرانی، دیدار یک نابغه بانکی و نظرات و پیشنهادهای مدیر یک بنگاه معاملات مستغلات

بیست و چهارم ماه می 2016 در بازگشت به تهران، در فرودگاه وین (اتریش) و در فاصله دو پرواز، مسافران ایرانی که طبق معمول در محوطه پشت گِیت، دور هم جمع شده بودند، از گرانی بهای خرید بلیت هواپیما در آمریکا در مقایسه با خرید آن در تهران سخن می گفتند. از اظهارات آنان چنین برمی آمد که اگر مسافر در آمریکا بلیت یکطرفه و یا یکساله بخرد و بلیت های رفت و آمدهای بعدی خودرا در ایران تهیه کند، صرفه جویی چشمگیر خواهد داشت.
    این حرف در گوش من (نوشیروان کیهانی زاده) بود و نهم اردیبهشت که از پیاده رو خیابان قره نی (قرنی) ـ حدود 25 متر بالاتر از میدان فردسی می گذشتم چشمم به تابلو «شرکت خدمات مسافرت هوایی ایران» افتاد. وارد دفتر فروش آن شدم و بهای بلیت رفت و بازگشت از تهران به فرودگاههای نزدیک به پایتخت آمریکا را ـ در ماههای خرداد تا شهریور، فصل تابستان و تعطیل مدارس و سیر و سفر ـ پرسیدم گفتند که با لوفت هانزا 3 میلیون و یکصد هزار تومان یعنی حدود 900 دلار، درست نصف بهای آن در آمریکا.
    در مدت توقف در فرودگاه وین، مسافران ایرانی همچنین از بازرسی دقیق و وقت گیر و عکسبرداری با اشعه ایکس از اعضای بدن در فرودگاههای آمریکا ـ پیش از سوار شدن و صف های طولانی و دلهره مسافران از نرسیدن به پرواز سخن می گفتند و اعتراض داشتند که یکی از آنان گفت: این بازی های تازه را برای این درآورده اند که بگویند دولت به تنهایی قادر به انجام این کار نیست و امر بازرسی امنیتی مسافران هوایی را به یک مؤسسه غیر دولتی بدهند و هزینه را از مسافران بگیرند (بر بهای بلیت اضافه شود).
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
     سهولت کار در فرودگاه امام
    
    5 ساعت بعد که به فرودگاه امام خمینی (تهران) رسیدیم، از لحظه خروج از هواپیما و ورود به راهرو تا مُهر زدن گذرنامه ها، برداشتن جامه دان ها و عبور از گمرک تنها 5 دقیقه طول کشید که در هیچ فرودگاهی در سراسر جهان این سهولت کار و نظم و ترتیب دیده نمی شود. افسران گذرنامه خوش آمد می گفتند و تبسم بر لب داشتند، استفاده از چهارچرخه حمل جامه دان ها رایگان بود و بازرسی گمرکی مگر به تمایل شخص مسافر (عبور از مسیرِ سابقا خط قرمز) صورت نگرفت. این وضعیت همه مسافران را شادمان کرده بود. ولی عیب کار پس از خروج از فرودگاه بود که شاتِل انتقال به ترمینال های شهر وجود ندارد و کرایه تاکسی بسیار سنگین است. یک مسافر گفت که کرایه تاکسی از فرودگاه مهرآباد هم سنگین است و او دو ـ سه ماه پیش 45 هزار تومان برای رفتن به خانه اش از فرودگاه داده بود.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    کمک انسانی رئیس و مقامات شعبه بانک
    
    به خاطر دارم که دهم مارس 2016 (اسفندماه)، در فرودگاه امام، مأموری که ورقه پرداخت عوارض خروجی 75 هزار تومانی مرا دریافت و به آن نگاه می کرد، با لبخندی گفت: ندیده ام کسی نام خودرا آقای ... نوشته باشد!. نگاهی به ورقه کردم و گفتم که یک کارمند ارشد بانک ملّی شعبه معراج (واقع در خیابان دماوند ـ بعد از چهارراه خاقانی، ایستگاه داریوش) فُرم را پُر کرد زیراکه عینک خواندن خودرا همراه نداشتم، وقت نبود و کوربازی در آورده بودم که «مجید واجاری» رئیس شعبه متوجه شد و رحیم کاظمی و حمید غلامعلی دو کارمند ارشد بانک و یکی از آن دو، معاون شعبه به کمک شتافتند و فُرم را با سئوال کردن مشخصات از من، پُر کردند و پرداخت صورت گرفت ـ کمکی که تنها ایرانیان آماده انجام آن هستند که به مهربان بودن شهرت جهانی دارند و آنان کلمه آقای ... را نوشته اند، نه من. مأمور فرودگاه هم از شنیدن ماجرا تعجب و کارکنان بانک را تحسین کرد.
    در بازگشت به کشور، به همان شعبه رفتم تا دوباره تشکر کنم و نام هایی را که در بالا ذکر شد به دست آوردم و با دوربین خود عکسی از سردر آن شعبه بانک ملی گرفتم تا در اینجا درج شود که ضمن قدردانی باعث تشویق همگان به مهربانی کردن و کمک به دیگران شود.
    

    ـ ـ ـ ـ ـ
    بانک مورد علاقه فرهنگیان و یک نابغه در آن
    
    دویست متر پایین تر از آن بانک، در پیاده رو مقابل، در کنار در ِ ورودی شعبه خیابان دماوندِ «بانک سرمایه»، دو ـ سه فرهنگی قدیمی و بازنشسته را دیدم که از دیرباز یکدیگر را می شناختیم. آنان قصد ورود به شعبه بانک را داشتند و گفتند که وزارت آموزش و پرورش هم از سهامداران آن بانک است و فرهنگیان کشور آن را برای داشتن حساب و سرمایه گذاری ترجیح می دهند. یکی از آنان گفت که این شعبه مدیری بسیار شایسته و او یک معاون دارد که از لحاظ هوش و سرعت انتقال و عمل و معلومات بانکی از نوابغ روزگار است و مرا دعوت به ورود به بانک و دیدار آن دو کردند. ضمن مکالمه ای نسبتا کوتاه با هر دو مقام ـ وحید سید مؤمنی رئیس شعبه و بانو مرضیه سادات سجادی معاون او که می گفتند عَنقریب به شعبه قلهک منتقل خواهد شد پی به درستی سخن و تعریف و تمجید که از آنان شنیده بودم بردم و امید به وطن که چنین افرادی را به وجود آورده است در من افزایش یافت. بانو مرضیه واقعا دارای نبوغ است و یک فرد فوق العاده. بقیه کارکنان شعبه نیز فعّال و مهربان به نظر می آمدند.
    
این عکس را یکی از همان فرهنگیان قدیمی، به اشاره من با سلفون خود از وحید و مرضیه گرفت و به من ای ـ میل کرد
این عکس را یکی از همان فرهنگیان قدیمی، به اشاره من با سلفون خود از وحید و مرضیه گرفت و به من ای ـ میل کرد

    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    راه بهتر شدن معاملات مستغلات
    
    با یکی از همان فرهنگیان قدیمی و آشنا، چند قدم پایین تر به یک بنگاه معاملات مستغلات به نام «گلستان» رسیدیم که دو نبش بود. آشنای من به بنگاه قدم گذارد و من هم متعاقب او. پس از معرفی من به عنوان یک روزنامه نگار، نشستیم. به «دیوسالار» مدیر بنگاه گفتم که 60 سال پیش خبرنگار میز اقتصادی روزنامه اطلاعات بودم و از بنگاههای معاملات مستغلات هم خبر می گرفتم و پرسیدم که برای بهبود کار چه پیشنهادهایی دارد. گفت: باید بمانند آمریکا و چند کشور دیگر یک سیستم ام ال اس به وجود آید تا مستغلات اعم از خانه و زمین ساختمانی با درج عکس و شرح و تاریخچه در آن که اینترنتی است قرارگیرد و در دسترس همه ریِلتورها، که مثلا بدانند که عمارت در چه تاریخ ساخته شده به علاوه تاریخچه فروش های آن دست کم در 25 سال آخر و مبالغ فروش و اجاره و میزان عوارض شهرداری آن. هر مستغل باید ارزشیابی عمومی (دولتی) شده باشد. آژانسی که خانه را لیست می کند یعنی که فروشنده، نخست به او مراجعه کرده باید مشخص باشد و اگر یک ریلتور ِ دیگر آن را بفروشد باید سهم ریلتور ِ لیست کرده را بدهد. باید مشخص شود که مستغل as is (به همانگونه که هست) به فروش می رسد و یا تعمیر کامل. باید عیب و نقص ساختمان و امنیت محله از لحاظ نزاع و سرقت برای خریدار ِ بالقوه معلوم باشد. باید بیش از این، از اعلان اینترنتی استفاده شود زیرا که امروزه همه افراد به اینترنت و آنلاین ها دسترسی دارند. مسئله دیگر «اجاره» است. در کشورهای دیگر، ریلتورها ساختمان افراد را اجاره می دهند، اجاره بها را هر ماه می گیرند و به موجر آن می دهند. خانه را هر سه ماه یکبار بازدید می کنند تا آسیب به آن وارد نشده باشد. هنگام تخلیه، هزینه آسیب وارده باید از محل سپرده و یا مبلغ رهن پرداخت شود و .... با این عمل، هیچگاه مستغل از شکل و ساخت، اُفت نمی کند و همیشه سالم و آماده سکونت کردن است و کمکی است بزرگ به اقتصاد کشور و زیبایی شهر. هر بنگاه «ریِل استیت = معاملات مستغلات» دارای تعمیرکار ساختمان است که به محض اطلاع مستأجر و یا مشاهدات خود هنگام بازرسی، محل آسیب دیده و یا از کار افتاده را تعمیر می کند. به علاوه، ریلتورها یک مرجع به دست دادن بازار مربوط، به سازندگان ساختمان، خریدار و فروشنده و روزنامه نگار هستند. باید این کارها صورت گیرد.
    
دیوسالار مدیر بنگاه معاملات مستغلات گلستان
دیوسالار مدیر بنگاه معاملات مستغلات گلستان
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved