روزنامک: مستشرق پارسی دان آلمانی که برای سانسکریت گرامر نوشت: مدیریت یک کشور باید بر روانشناسی تاریخی مردم واقف باشد و در راستای آن اداره کند تا موفق شود
2 تير 1395 - 22 ژوئن 2016

مستشرق پارسی دان آلمانی که برای سانسکریت گرامر نوشت: مدیریت یک کشور باید بر روانشناسی تاریخی مردم واقف باشد و در راستای آن اداره کند تا موفق شود

«هنریش روث Heinrich Roth» مستشرق آلمانی که 20 ژوئن 1668 در اگره Agra هندوستان درگذشت موفق به تدوین گرامر (دستور زبان) و فرهنگ لغات برای سانسکریت (زبان هند باستان و خویشاوند زبان پارسی) شد و بخشی از نوشته های باقی مانده از این زبان را ترجمه کرد.
     وی که در 18 دسامبر 1620 در دیلینگِن آلمان به دنیا آمده بود در اگسبورگ بزرگ شده بود و در رشته فلسفه، الهیات و روش سخنرانی عمومی تحصیل کرده بود.
    هنریش (هنریک) روت در 29 سالگی، بسال 1649 با یک هیأت مذهبی و از راه زمینی ـ از طریق اصفهان وارد منطقه «گوا» در جنوب شرقی هندوستان شد. «گوا» قلمرو پرتغالی ها بود. هنریش که مجذوب زیبایی اصفهان و تمدن خاص ایرانیان بویژه در مهربانی کردن شده بود تصمیم به یاد گرفتن زبان پارسی و تاریخ ایران گرفت.
    وی پس از 3 سال اقامت در «گوا» به اگره مرکز حکومت وقت هندوستان رفت و مشاهده کرد که «پارسی» زبان دولتی و اداری هندوستان است و بیشتر دانشمندان و پاندیت های هندی زبان فارسی می دانند و در سخنان خود از اشعار پارسی مثال می زنند.
    چون هنریش از مسیحیت سخن می گفت، مورد سوء ظن شاهجهان و اورنگ زیب ـ دو پادشاه پی در پی هندوستان واقع شد و زیر نظر قرار گرفت. هنریش از فرصت اقامت نسبتا طولانی خود در اگره استفاده کرد و به تکمیل یادگیری زبان پارسی و نیز یاد گرفتن الفبا و زبان سانسکریت پرداخت و این دو زبان را از یک خانواده یافت و بر زبان سانسکریت گرامر و فرهنگ لغات نوشت.
     هنریش پس از یادگرفتن فارسی و هندی و اینکه هندیان بودند که نوشتن «عدد» و علم حساب را به جهان عرضه کرده و مغز ریاضی دارند از طریق کابل به اروپا بازگشت و در ایتالیا و به زبان لاتین دو کتاب؛ یکی تاریخچه زبان سانسکریت و گرامرآن و دیگری سفرنامه اش و آنچه را که در مسیر خود دیده بود تألیف کرد.
    وی از ایتالیا به آلمان و از آنجا به اتریش رفت. در وین، لئوپُلد یکم پادشاه اتریش هزینه مالی بازگشت او به شرق و تحقیقات بیشتر را تأمین کرد و هنریش بازهم از راه زمینی در سال 1666 به اگره بازگشت و به تکمیل مطالعات شرق شناسی ، تاریخ هند و فرهنگ و تمدن هندیان و ارتباط آن با فرهنگ ایرانیان و خویشاوندی دو قوم سرگرم شد. ولی، دو سال بعد درگذشت و یادداشت های او در این دو سال بر دو کتاب پیشین وی افزوده شده است.
    هنریش روث» مستشرق آلمانی پس از چند سفر به بالکان، قلمرو عثمانی، ایرانزمین و هندوستان و کسب نظر از گردشگران اروپایی که از چین دیدن کرده بودند، در نیمه دوم قرن هفدهم این نظریه را مطرح کرد که برای مدیریت کردن بر یک ملت و یا ملل دارای فرهنگ و نیاکان (تاریخ) مشترک باید روانشناسی مردم را دانست تا موفق شد زیراکه هر ملت و یا ملل دارای یک ریشه تاریخی، روانشناسی ویژه خود را دارند که متفاوت از ملل دیگر است و این روانشناسی را نمی توان در یک نسل و حتی 3 ـ 4 نسل تغییر داد. بنابراین، نباید در جریان مدیریت جامعه ملی یک قاعده رفتاری واحد (استاندارد) را بکار بُرد و یا تصمیماتی مشابه ملل دیگر گرفت و به اجرا گذارد.
    به نظر بسیاری از اندیشمندان معاصر (قرن بیستم و بیست و یکم)، این نظریه هنریش روث (شناخت روانشناسی عمومی مردم یک جامعه برای مدیریت کردن بر آن جامعه در راستای آن) بسیار مهم و حتی مهم تر از نوشتن گرامر زبان سانسکریت و رابطه این زبان با پارسی و شرح احوال هندیان و ملل مسیر راه بوده است.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved