روزنامک: کَمپین انتخابات نوامبر 2016 آمریکا اوج «میدیاکراسی» و خروج ژورنالیسم از اصول خود بود ـ یک پرسش بودار در مناظره دوم و یک بیان خطرناک در مناظره سوم ـ افتادن رسانه ها در دست اصحاب منافع، سرمایه داران و کمپانی های خارج از این حرفه در بسیاری از کشورها
4 آبان 1395 - 25 اكتبر 2016

کَمپین انتخابات نوامبر 2016 آمریکا اوج «میدیاکراسی» و خروج ژورنالیسم از اصول خود بود ـ یک پرسش بودار در مناظره دوم و یک بیان خطرناک در مناظره سوم ـ افتادن رسانه ها در دست اصحاب منافع، سرمایه داران و کمپانی های خارج از این حرفه در بسیاری از کشورها

در تابستان 1335 (1956 میلادی) یک روزنامه نگار آمریکایی که با سفارت این کشور در تهران هم ارتباط داشت دعوت شده بود که در باره اصول ژورنالیسم که در این زمینه کتاب نوشته بود و نیز تجربه معروف خودش؛ «تعقیب تحولات مربوط به پولیو ـ فلج اطفال ـ تا کشف واکسن آن» در یکی ـ دو جلسهِ نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری ایران که یکی از شاگردان این دوره بودم سخن بگوید.
    وی ضمن سخنان خود، از پیش شرط ها برای ورود به حرفه روزنامه نگاری و موفق شدن در این پیشهِ مادام العمر سخن گفت و اصول ژورنالیسم را برشمرد و گفت که «ژورنالیسم اصیل» ستون دمکراسی، راهنمای انسان و آموزگار بشر ـ صرف نظر از مرزهای جغرافیایی است و اگر این ستون استحکام لازم را نداشته باشد؛ بنای دمکراسی فرو خواهد ریخت و یا نیمه ویرانه خواهد شد و بعضا زیان آور.
    این روزنامه نگار ِ با تجربه توضیح بیشتری داد و گفت که آن ستون دمکراسی (ژورنالیسم) وقتی فروخواهد ریخت که افرادِ بدون داشتن پیش شرایط (شناخت کامل از اصول ژورنالیسم و وفاداری مطلق به این اصول، علاقه مندی عشق گونه تا سرحد فداکاری به این حرفه، استعداد ویژه، ذوق و اشتیاق، معلومات عمومی کامل، سلامت جسمانی و روانی و مَنِش اخلاقی و انساندوست بودن) وارد این پیشه شوند و رسانه ها بویژه نشریات به دست سرمایه داران خارج از حرفه ژورنالیسم افتند. احزاب، گروهها و بنیادها می توانند نشریه داشته باشند ولی نشریه اختصاصی، با ذکر وابستگی در بالای صفحه اول تا مخاطبان بدانند که نشریه، یک رسانه عمومی نیست و بخشی از سیستم روابط عمومی حزب، گروه و بنیاد است و سیاست و روش خاصی را دنبال می کند. رادیو ـ تلویزیون ها می توانند متعلق به دولت و یا کمپانی های غیر حرفه ای باشند، ولی مدیریت های ژورنالیستی (خبر و نظر) آنها باید شورایی، مستقل و در دست ژورنالیست های حرفه ای باشد.
    او گفت که «دمکراسی واقعی» تمدن، پیشرفت، رفاه و شادی برای انسان ببار می آورد. بنابراین، همگان باید از ستون نگهدارنده آن ـ اصول ژورنالیسم مراقبت کنند که انحراف نیابد و از مسیر خارج نشود که دشواری های متعدد به دنبال خواهد داشت. هریک از اتباع می تواند در صورت مشاهده انحراف، هشدار دهد ازجمله هشدار به ارکان دولت [3 قوه]. هر عضو جامعه باید پلیس وار مراقبت کند که ژورنالیسم، منفک از دولت و اصحاب منافع باشد.
    این روزنامه نگار که گفت 34 سال دست اندر کار حرفه ژورنالیسم بوده توصیه کرد که در طول عُمر ژورنالیستی خود، دوربین (کَمِرا) را از خود دور نکنیم تا رکورد (سنَد) داشته باشیم [و امروزه؛ دوربین و وسیله ضبط سخن].
    سخنان این روزنامه نگار را یادداشت کردم و پس از آغاز بکار، اخبار دریافتی از خبرگزاری ها، مطبوعات دیگر و PRها را به دقت ورانداز و بررسی می کردم تا ابزار دست آنها قرار نگیرم. 58 سال از 60 سال تجربه روزنامه نگاری ام، دریافت و تنظیم اخبار بین الملل نیز بود. در این مدت، دهها خبر کَمپین انتخاباتی و ازجمله چندین بار انتخابات فدراسیون آمریکا را تنظیم کردم.
     تا نیمه دهه 1340 (دهه 1960 میلادی) که یک روزنامه نگار با تجربه و میهندوست (نصرت الله معینیان) مسئول انتشارات و رادیو کشور (در سمت های معاونت نخست وزیر و وزیر اطلاعات و جهانگردی ـ امروزه؛ ارشاد) بود، ما ـ دبیران تنظیم اخبار بین الملل در خبرگزاری ملّی، رادیو سراسری و تلویزیون غیر دولتی وقت ـ را مکلفِ اکید کرده بود که باید درباره تاریخ و جغرافیا، وضعیت احزاب و چگونگی انتخابات کشور مربوط ـ پیش از تنظیم اخبار آن مطالعه داشته باشیم و این اطلاعات را با مرور بر آرشیو خبرها (اصل نوشته ها) که در طول سالها به صورت کلاسه شده نگهداری شده بود، مطالعه دائره المعارف ها و کتاب ها و هر منبع دیگر به دست آوریم تا هنگام تنظیم خبر، مخاطب ایرانی کاملا در جریان واقعیّت ها قرار گیرد، معلومات و توان تشخیص و قضاوت او ارتقاء یابد.
     این مطالعات نشان می داد که احزاب آمریکا، آن وضعیت سازمانی ـ تشکیلاتی را که در کشورهای دیگر دیده می شود ازجمله عضو کارتدار ندارند، سمپات دارند و هوادار که اینان هردَم نیز ممکن است تغییر عقیده دهند. تنها نامزد یکی از دو حزب که بتواند هزینه صدها میلیون دلاری و گاهی چند میلیارد دلاری کَمپین را به دست آورد می تواند برنده شود. در جریان کَمپین ها، نامزدها به جای اینکه برنامه ها و سیاست های خود را تشریح و همکاران آتی ِ شان را معرفی کنند یکدیگر را می کوبند و بعضا رسوا می سازند. در کنوانسیون های حزبی هم به تبلیغ، ساخت و پاخت و ... توجه بیشتری می شود تا توجه به سابقه پیروزمندانه مدیریت و توان تدبیر داوطلب نامزدی. به عبارت دیگر، از میان داوطلبان، به ندرت «بهترها» انتخاب می شوند که هدف از دمکراسی؛ انتخاب بهترهای جامعه است برای مدیریت بر آن. برنده کنوانسیون نیز همکاران آتی خود ـ جز معاون ریاست جمهوری ـ را از همان آغاز کار معرفی نمی کند تا رای دهنده برپایه اهمیت و صلاحیّت گروه و تیم، درباره انتخاب خود تصمیم بگیرد.
     در 24 سال گذشته که رقیب جهانی برای آمریکا در افق دیده نمی شد، از این طرز انتخابات، آسیب قابل لمس مشاهده نمی شد، ولی اینک رقیب وجود دارد ـ رقبای پُرقدرت؛ یکی از آنها که در قدرت نظامی بودن آن تردید نیست و از نظر وسعت هم کشور اول جهان است، شمشیر خود را از رو بسته و دیگری که قدرت نفوسی (جمعیت) اول جهان است و یک قدرت اقتصادی، دارد شمشیر را از زیر لباس به روی لباس می آورد و قدرت سوم که نفوس دوم را حائز است آماده خودنشان دادن می شود و .... بنابراین، انتخاب 8 نوامبر 2016 آمریکا بسیار حسّاس و تعیین کننده خواهد بود.
    از همان دهه های 1330 و 1340 تاکنون، هر وقت که گزارشی از انتخابات و کَمپین مربوط به یک کشور ببینم، با تجربه ای که دارم حدس می زنم که وضعیت از چه قرار است و چه کسی و دستگاهی پشت سر تنظیم آن گزارش قرار داشته و چرا؟ و میزان تزلزل ستون بنای دمکراسی (رسانه و رسانه های آن کشور) را از این راستا ارزیابی می کنم. به نظر می رسد که تقریبا در نود درصد کشورها، ژورنالیسم از مسیر اصلی خارج شده و وارد میدیاکراسی و ابزار تبلیغ و تلقین قرار گرفته است.
    از جوامع دیگر که بگذریم، از پایان قرن گذشته (قرن بیستم) و در طول کَمپین انتخابات آمریکا و به تدریج، مشاهده کرده ام که رسانه های این فدراسیون از دائره اصول ژورنالیسم خارج شده اند که این عمل را اصطلاحا «میدیاکراسی» می گویند که عبارت است از حکومت سازی با تبلیغ برای فرد معیّن، افراد و حزب خاص، و هرچه که نشریات مستقل توسط کمپانی ها و سرمایه داران (اصحاب منافع) خریداری شوند و یا به زبان خودشان؛ سرمایه گذاری شوند و دریافت وام کنند، بیشتر. برای مثال: کارلوس سلیم سرمایه دار مکزیکی لبنانی الاصل 250 میلیون در نیویورک تایمز، جِف بِزِس مؤسس آمازون در واشنگتن پست سرمایه گذاری کرده اند و .... اینان در انتخابات، برای حفظ منافع خود ـ نه کشور، افراد مورد نظر را حمایت مالی و تبلیغ می کنند. همین روزها کمپانی تلفن و تلگراف آمریکا (اِی تی اند تی) دارد شرکت رسانه ای تایم وارنر (مجله تایم، شبکه تلویزیونی سی ان ان و ...) را خریداری می کند.
    میدیاکراسی در کمپین جاری (سال 2016) آمریکا آنچنان چشمگیر است که کمتر رسانه چاپی و یا برادکستینگ دیده می شود که جانب تنها یکی از دو نامزد اصلی را نگرفته باشد و بعضا تخریب دیگری. این نکته را هم نمی توان ناگفته گذارد که هیچکدام از این دو نامزد انتخابات 8 نوامبر 2016، «بهترین» فرد جامعه 325 میلیونی آمریکا به لحاظ مدیریّت و نیز کمال تدبیر برای اداره کردن این ابرقدرتِ دارای انبوه رقیب و دشمن نیستند.
    یک نمونه آن در مناظره نهم اکتبر 2016 مشاهده شد. [دومین مناظره دو نامزد اصلی که این بار به صورت اصطلاحا؛ تاون هال ـ خانه شهر، تالار ویژه بحث و پیشنهاد و انتقاد شهروندان با مقامات شهر ـ برگزار شده بود تا تنی چند از حاضران هم بتوانند از نامزدها سئوال کنند]، از این قرار:
    دو گوینده تلویزیونی (مدیاتور ـ مُدریتور)، آن طور که از پرسش هایشان بر می آمد و دادن وقت، این بار هم جانب یکی از دو نامزد را گرفته بودند که خلاف اصول ژورنالیسم است.
    
مارثا ردتس
مارثا ردتس
بانو «مارثا ردتس» گزارشگر 63 ساله شبکه «ای. بی. سی.» دو بار ضمن اشاره به بمباران شهر حَلَب (آلِپو) از هر دو نامزد پرسید که اگر انتخاب شوند، آیا در آسمان سوریه منطقه «پرواز ممنوع ـ نو فلای زون» اعلام خواهند کرد که هر دو از دادن پاسخ طفره رفتند که کاری عاقلانه بود. در این زمان که پارلمان روسیه مجوّز داشتن یک پایگاه دریایی دائمی در سوریه (منطقه تَرتوس) علاوه بر دو پایگاه لاذقیه و خمی میم (حمیمیم) را به دولت خود داده است، روسیه موشک ضد هوایی پیشرفته «اس ـ 300 وی اِم» و جنگنده ـ بمب افکن و ناو در آنجا مستقر کرده و گفته است که بدون اخطار قبلی هر هواپیمای نظامی را که به نیروهای سوریه حمله کند ـ صرف نظر از کدام کشور [منظور کشورهای عضو ناتو] هدف قرار خواهد داد.
     در شرایط امروز، طرح چنین سئوالی اصطلاحا بودار بود. شاید هدف این بود که نامزد مورد نظر با دادن جواب مثبت وسیله انتقاد به دست مخالفان بدهد که عمدتا وال استریتی ها و میدیا هستند. اعلام منطقه پرواز ممنوع برضد روسیه بدون تصویب شورای امنیت که روسیه در آن حق ردّ (وتو) دارد؟!. چنین اقدامی، یعنی جنگ اتمی. با سرنگون شدن هواپیمای یک کشور عضو ناتو، دو حالت روی خواهد داد؛ «ناتو» وارد جنگ تمام عیار می شود و یا سکوت می کند. اگر وارد جنگ با روسیه شود که طبق یک قاعده 63 ساله نظامی ـ قاعده ای که پس از خروج انحصار سلاح اتمی از دست یک کشور وارد فرضیه های استراتژی و نظامی شده است، جنگ مستقیم و تمام عیار میان دو دارنده سلاح اتمی سریعا به جنگ اتمی تبدیل خواهد شد و طبق قاعده دیگر؛ در یک جنگ اتمی، کشور دارای جمعیت کمتر و وسعت و پناهگاه بیشتر آسیب کمتری خواهد دید ـ امکان نفوذ اشعه و مواد رادیواکتیو به زیر زمین کمتر است. وسعت روسیه از همه کشورهای جهان بیشتر و جمعیت آن کمتر از نصف جمعیت آمریکا است و از دوران جنگ سرد دارای پناهگاههای ضد حمله اتمی متعددِ دوردست است و در اکتبر 2016 تمرین اجرای برنامه دفاع غیر نظامی دوران نظام شوروی را با شرکت داوطلبانه میلیونها شهروند از سر گرفته که عبارت است از چگونگی انتقال اتباع به پناهگاهها و ... در صورت وقوع یک جنگ اتمی . در صورت آسیب دیدن وسیع هم، چین وارد سیبری می شود و بر منابع وسیع آن دست می یابد و در همان راهی قرار می گیرد که هزاران سال پیش منچوری ها و سیبریایی ها وارد قاره آمریکا شدند و ....
    جنگ های پس از جنگ جهانی دوم و طولانی ترین آنها جنگ ویتنام، جنگ اصطلاحا نیابتی (پراکسی) بودند. در جنگ ویتنام، شوروی از مسیر چین برای ویتنامی ها اسلحه می فرستاد. پس از ورود نظامی به افغانستان، هنگامی که دید آمریکا، سعودی و پاکستان به آموزش و تجهیز چریک و گروههایی از قبیل گروه حقانی، گروه حکمتیار و طالبان دست زده اند حاضر نشد مراکز آموزش آنهارا در پاکستان مورد حمله قرار دهد و کنار رفت تا درگیری مستقیم با آمریکا پیدا نکند و ...، ولی اینک در سوریه ـ نه در اوکراین ـ مستقیما در برابر آمریکا قرارگرفته است ـ وضعیتی که پس از محاصره برلین و مسئله موشکی کوبا سابقه نداشت.
     طبق برآوردهای پیشین، در هر جنگ اتمی میان قدرت ها ـ انگلستان، فرانسه و آلمان از میان خواهند رفت. برخلاف گفتارهای عامیانه، در جنگ اتمی که چند ساعت بیشتر طول نخواهد کشید کره زمین نابود نخواهد شد و بیشتر جمعیت باقی ماند. با این پیش بینی، باید دید که آیا مردم آمریکا، فرانسه و انگلستان با یک جنگ اتمی با کشوری که معادل آنها سلاح اتمی و وسیله رساندن فضایی آنها را دارد موافق خواهند بود، یا نه. البته که نه. مردم ساکن قاره های دیگر از 409 سال پیش و عمدتا از نیمه قرن 20 به فدراسیون آمریکا (آمریکای شمالی) مهاجرت کرده اند تا زندگانی بهتری داشته باشد نه اینکه قربانی یک جنگ اتمی شوند. در این میان که برخی از روس ها که تقریبا همه آنان پدر بزرگ های خود (27 میلیون روس) را در تعرّض آلمان از دست داده اند به پارلمان این کشور فشار می آورند که از آلمان مطالبه غرامت کند و بخواهد از ناتو خارج شود و یا آماده جنگ باشد، صدراعظم آلمان می گوید که روسیه را باید هرچه بیشتر تحریم اقتصادی کنیم و با این گفتار، «فرصت عمل» به کرملین می دهد. در علم حکومت؛ «فرصت» و انواع آن تعریف شده اند و دولتی موفق است که از همه فرصت های پیش آمده استفاده کند. هر دولت یک «هیأت فرصت یاب» دارد و اظهار توخالی صدر اعظم آلمان تنها به کرملین فرصت می دهد تا تهدید کند که در درس استراتژی ـ پالیسی، «تهدید» در موارد متعدد مؤثرتر از جنگ است ـ جنگ بدون هزینه و تلفات. در همین درس؛ شیرهای نَر، گوریل های اصطلاحا پشت نقره ای و حتی قوچ ها مثال زده شده اند که در برابر رقیب می ایستند و شاخ و شانه می کشند (تهدید می کنند و حالت حمله به خود می گیرند) و در این حالت هریک از دو طرف که کنار رود، قدرت خودرا هم از دست خواهد داد و گوشه گیر خواهد شد. در مورد کشورهایی که «قدرت» هستند و یا شهرت «قدرت بودن» دارند، اولین آسیب؛ کاهش شدید سهام بورس، ارزش پول و ... است.
    در مناظره سوم دو نامزد انتخابات 8 نوامبر 2016 آمریکا که 19 اکتبر برگزارشد، یکی از آن دو (بانو کلینتون) گفت که اگر انتخاب شود در آسمان سوریه منطقه پرواز ممنوع اعلام خواهد کرد! که اگر این حرف برای تبلیغات نبوده باشد یعنی قبول ریسک جنگ اتمی. وی همچنین روسیه را متهم به هک کردن و جنگ سایبری علیه آمریکا (حزب خود) کرد و با این اظهار به دولت روسیه بهانه داد تا بر آمادگی خود بیافزاید و به یارگیری دست بزند.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved