روزنامک: به مناسبت انتشار گزارش های اخیر درباره سوء استفاده های بانکی، یک خاطره از نخستین دستبرد مسلحانه به یک بانک در تهران ـ نگرانی نظام دولتی وقت از بی اعتمادشدن مردم به بانکها
8 آذر 1395 - 28 نوامبر 2016

به مناسبت انتشار گزارش های اخیر درباره سوء استفاده های بانکی، یک خاطره از نخستین دستبرد مسلحانه به یک بانک در تهران ـ نگرانی نظام دولتی وقت از بی اعتمادشدن مردم به بانکها

در دهه های 1330 و 1340 بانک صادرات و معادن ایران (غیر دولتی وقت) هر روز در گوشه و کنار کشور شعبه تأسیس می کرد و این کار زبانزد شده بود و وسیله شوخی و متلک. 58 سال پیش به یک شعبه این بانک در ضلع جنوبی خیابان دماوند، منطقه تهران نو ـ نزدیک به چهارراه خیابان سیمتری نارمک (اینک چهار راه دماوند ـ آیت) ـ رو به روی خیابان پدرثانی و نه چندان دور از دبیرستان باهنر، در روز روشن و در ساعات اداری، مسلحانه دستبرد زده شده بود. این نخستین دستبرد مسلحانه به یک بانک در منطقه تهران ـ پایتخت ـ بشمار آمده است.
    در روزنامه اطلاعات وقت، پوشش این خبر به من [نوشیروان کیهانی زاده] واگذار شد. به محل رفتم، تحقیق کردم و جزئیات را نوشتم که درج شد. در آن زمان، تهران نو و نارمک در حوزه استحفاظی ژاندارمری قرار داشتند. ساواک در حال تأسیس بود و سر و کار روزنامه نگاران همچنان با اطلاعات شهربانی [پلیس وقت] و مأمور مشهور آن؛ «محرمعلی خان».
    روز پس از انتشار خبر دستبرد به بانک (که این بانک به همین نام ـ البته حذف کلمه معادن، همچنان در همان محل فعالیت دارد)، محرمعلی خان به تحریریه روزنامه آمد و از تورج فرازمند سردبیر وقت خواست که قضیه را دنبال نکند، زیراکه شاه به رئیس شهربانی تلفن کرده و گفته به روزنامه ها بگویید که اگر خبر را دنبال کنند نه تنها بدآموزی دارد و دیگران به اندیشه دستبرد زدن به بانک ها بر می آیند بلکه کسانی هم که سپرده و پول در بانک ها دارند دچار اضطراب می شوند و پول اضافی را در خانه می گذارند و ... و قضیه رکود بزرگ آمریکا [که در سال 1929 اتفاق افتاد و از ماه آگوست آن سال آغاز شد] پیش می آید که رئیس وقت این کشور مجبور به تعطیل کردن موقّت بانکها شد و ....
    تحریریه روزنامه اطلاعات در یک اطاق بزرگ قرارداشت و صدای مکالمه محرمعلی خان و فرازمند به میزهای مجاورِ میز سردبیری ازجمله میز اخبار حوادث شهری روزنامه می رسید و شنیده می شد.
    فرازمند زیر بار درزگرفتن خبر نرفت و گفت: آن، مسئلهِ آمریکا بود و رکود ریشه های دیگری هم داشت. محرمعلی خان خواستِ خودرا با تأکید تکرار و به رعایت آن اصرار کرد. در اینجا بود که فرازمند ناچار به دادن توضیح بیشتری به او شد و گفت که رکود اقتصادی سال 1929 آمریکا، دستبرد مسلّحانه به یک بانک نبود، از سوء استفاده اشخاص از پول بانک ها، دلّال بازی، بورس بازی های غلط با پول بانک ها، عدم رعایت مقررات موضوعه بانکی و ضعف مدیریت های اقتصادی بود، من نمی توانم مانع انتشار تعقیب این قضیه شوم و مردم در تاریکی و بی خبری بمانند، چرا از بانک و پول مردم مراقبت لازم نشده است، بعضی از این پس اندازها نتیجه یک عُمر زحمتکشی و تحمل مشقت ها است تا روز پیری و درماندگی بکارشان آید، کار روزنامه انعکاس واقعیت ها است، بسود دولت هم نیست که این قضیه پرده پوشی شود.
    محرمعلی خان که اصرار را بی نتیجه دید و احتمالا مشاهده کرد که نگاه و گوش اعضای تحریریه متوجه صحبت آندو شده است، از تحریریه خارج شد.
     شاید هم یکی از دلایل مخالفت فرازمند با درخواست محرمعلی خان این بود که انتشار خبر دستبرد مسلحانه به شعبه بانک صادرات در روز پیش از آن، سبب افزایش فروش روزنامه تا چند هزار نسخه ـ فقط در تهران شده بود و مخاطبان قطعا دنباله خبر را می خواستند. گزارش آمار فروش روزنامه در شهرهای دیگر، چند روز بعد به تهران واصل می شد.
    از مخالفت فرازمند با درزگرفتن خبر ِ دستبرد به بانک دو ـ سه ساعتی نگذشته بود که رئیس شهربانی وقت، یک وزیر کابینه و دو تَن دیگر به روزنامه آمدند. فرازمند با آنان در اطاق عباس مسعودی ناشر روزنامه که در آن ساعات در سنا بود و جلسه داشت مذاکره کرد ـ گفتگوی محرمانه.
     پس از پایان مذاکرات، سردبیر به میز اخبار پلیسی ـ قضایی (معروف به میز حوادث) آمد و گفت: من زیر بار سانسور نمی روم ولی در این شرایط، وطندوستی حُکم می کند که ما قضیه بانک را بزرگ نکنیم تا مردم نگران پس اندازها و حساب های بانکی خود شوند و راه دیگری در پیش گیرند. ادامه خبر به صورت دیروز باعث رویگردانی مردم از بانک ها و اُفت پس اندازکردن می شود و اگر یک روز یک شعبه بانک بی پول شود و به یک مشتری که فرضا بچه اش در بیمارستان است، باید عمل جرّاحی شود و نیاز به پول دارد بگوید که فردا بیا و این شخص از فرط ناراحتی ناشی از بی پول شدن بانک که قبلا آن را باور نمی کرد در ملأ عام خودسوزی کند آبروی کشور در دنیا خواهد رفت و .... [نیم قرن و اندی بعد دیدیم که خودسوزی یک مرد تونسی در خیابان از بیکاری و درگیری با کارمند شهرداری، باعث انقلاب در این کشور شد و همه چیز را تغییر داد. این روزها هرکس با یک سِلفون ـ موبایل ـ یک مستندساز و گزارشگر است و چیزی پنهان نمی مانَد.]. فرازمند گفت: در هر خبر مربوط به حادثه دستبرد به بانک باید بنویسید که حساب های بانکی از سوی دولت یعنی بانک ملّی ایران تضمین شده است و سوخت و سوز ندارد. [در آن تاریخ هنوز بانک مرکزی تأسیس نشده بود و تکالیف آن را بانک ملّی ایران برعهده داشت.]. فرازمند همچنین گفت که با هر خبر از این دست، تاریخچه چندصد ساله بانکداری را بنویسید و تضمین های دولتی را تا در جامعه، نگرانی ایجاد نشود. درست است که واژه بانک از «بانکا»ی ایتالیا در قرون وسطا گرفته شده است ولی در زبان انگلیسی مفهوم ساحل اَمن و انبار بی خطر دارد و نباید اعتماد مردم از بانک سلب شود که سلب اعتماد از دولت است که باید از مال مردم پاسداری کند. مطمئن هستم که دولت با تزریق پول به هر بانکِ در معرض خطر، مانع نگرانی، بی اعتمادی و خشم مردم می شود که مسئله ای مطرح در جهان خواهد شد و تضعیف وطن ما در انظار. ایران وطن ما است و نباید بگذاریم که ضعیف و بی حساب و کتاب به نظر آید.
    دبیر میز [میز حوادث شهری] به فرازمند گفت که مقامات دولتی باید بدانند که اگر خبر دستبرد به شعبه بانک دفعتا کوتاه و چند سطری و یا چند پاراگرافی شود مردم که هریک برای خود تفسیرسازی می کنند خواهند گفت که سانسور می کنیم، بهتر است که کوتاه کردنِ خبر تدریجی باشد و هربار همراه با تأکید ضمین دولتی حسابهای بانکی.
    نظر دبیر میز پذیرفته شد.
    تورج فرازمند ـ متوفی در لُس آنجلس در سال 2006 ـ از سال 1336 (1957 میلادی) به مدت چند سال سردبیر اجرایی روزنامه اطلاعات بود. وی ـ تحصیلکردهِ فرانسه ـ از دبیری میز اخبار بین الملل این روزنامه به سردبیری ارتقاء یافته بود. فرازمند سالها مفسّر اخبار برای رادیو سراسری ایران و همزمان سردبیر مجله رادیو [مادربزرگ روزنامه جام جم] بود و از سال 1350 مدیر اخبار رادیو و آنگاه مدیر رادیو سراسری ایران در چارچوپ سازمان رادیو تلویزیون ملّی و ....
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved