روزنامک: در قرن 21، در فرودگاهِ هابِ شرکت هواپیمایی تأخیر 24 ساعته به خاطر مشکل فنی هواپیما! ـ دشواری تماس با خانواده و دادن اطلاع تأخیر، مشکل یک بانوی ایرانی که کودک او نام خانوادگی پدرش را داشت و ...
31 مرداد 1396 - 22 اوت 2017

در قرن 21، در فرودگاهِ هابِ شرکت هواپیمایی تأخیر 24 ساعته به خاطر مشکل فنی هواپیما! ـ دشواری تماس با خانواده و دادن اطلاع تأخیر، مشکل یک بانوی ایرانی که کودک او نام خانوادگی پدرش را داشت و ...

12 آگوست 2017 (21 اَمُرداد 1396) در بازگشت از یک دیدار 8 روزه از ایران، برای یک توقف 4 ساعت و 30 دقیقه ای و تعویض هواپیما وارد فرودگاه 94 ساله وین (پایتخت جمهوری اتریش) شدم که تا مرکز شهر 18 کیلومتر فاصله دارد. پرواز ما به آمریکا (فرودگاه داِلس شهر واشنگتن) از ترمینال 3، کُنکورس
    G
    و گیت 21 صورت می گرفت. پس از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 نیویورک، حومه واشنگتن و آسمان پنسیلوانیا ـ 16 سال است که مسافران عازم آمریکا، در فرودگاهها دو بار بررسی می شوند.
    در محل گِیت 21 و پس از بررسی و مُهر شدن بُردینگ پَس، در کنار مسافران ایرانیِ منتظر پرواز نشستم که آنان را قبلا در فرودگاه امام خمینی تهران و نیز داخل هواپیمای تهران ـ وین دیده بودم.
     کار یک ژورنالیست گفتگو با مردم و اطلاع از نظرات آنان برای انعکاس و انتقال است تا اگر مسئله و نقائصی باشد بر طرف شود. در هواپیما با یک مسافر ایرانی عازم کانادا گفتگو کرده بودم. او که مردی میانسال است گفت که به «اَسترالوژی و هوراسکوپ» باور دارد و یک استرالوژر (پیش بین) به او گفته است که آسیای غربی آبستن حوادثی است. او گفت که دو ماه در ایران بود و مشاهده هجوم چند نماینده مجلس در گرفتن عکس با بانو «فردریکا موگرینی» مقام ایتالیایی اتحادیه اروپا در امور خارجی با موبایل (سلفون) خودشان که این نوع عکس گرفتن مستلزم خم شدن و سر خودرا نزدیک فرد مورد نظر قرار دادن و به دوربین موبایل نگاه کردن است. تاکنون ندیده و نشنیده بودم که نماینده مجلس یک کشور چنین کند. گرفتن عکس جمعی در مراسم توسط عکاس میدیا و یا اداره (عکاس رسمی) مانعی ندارد ولی این طرز عکس گرفتن، برای من بی سابقه بود و عمل این نمایندگان مفهومی جز بزرگ کردن این بانوی ایتالیایی ندارد. به من مربوط نیست که انتقاد کنم ولی چون این عمل رسانه ای شده است، می توانم بگویم که به نظر من یک سادگی بود.
    در ساعاتی که پشت گیت نشسته بودیم، یک مرد سالخورده که نزدیک به ما نشسته بود ناگهان از جای برخاست و به سوی راهرو دوید و لحظاتی با یک بانوی بلندقد و باریک اندام 65 ـ 70 ساله گفت و شنید کرد که به نظر رسید آن بانو علاقه ای به ادامه صحبت با آن مرد نداشت و به راه خود ادامه داد. این مرد در بازگشت گفت که در ایتالیا فیلمبردار تلویزیون بود و از این بانو که در تابستان 1979 (38 سال پیش) 8قلو (اوکتابلیتز ـ اوکتامام) وضع حَمل کرده بود فیلم گرفت و چند بار دیگر هم با گزارشگر مربوط به خانه او رفته بود. نوزادان 3 پسر و 5 دختر بودند و همگی زنده به دنیا آمده بودند. این بانو در آن زمان 29 ساله و قبلا هم وضع حمل کرده بود. پرسیدم در کجا وضع حمل کرده بود. گفت در ناپل ِ ایتالیا.
     من در این زمینه چیزی نشنیده بودم.
    مسافران ایرانی این پرواز (پرواز 93 آستریَن ایرلاینز) که از بازرسی های فرودگاه خسته شده بودند متفقا گفتند که فرودگاه بین المللی تهران واقعا «جزیره آرامش» است که نه چمدان را باز می کنند و نه سئوال و جوابی در کار است و ....
    45 دقیقه به پرواز، مسافران را به سوار شدن به هواپیما فراخواندند. مسافران که نزدیک به سیصد تَن بودند سوار شدند، ولی از پرواز هواپیما خبری نشد. بلندگو اعلام کرد که هواپیما که از نوع بوئینگ 767 بود مشکل فنی در قسمت کامپیوتر پیدا کرده و در دست تعمیر است و پرواز تأخیر خواهد داشت. این اطلاعیه به فاصله هر 15 دقیقه یک بار تکرار شد و سرانجام اعلام کردند که مشکل فنی به این زودی برطرف نمی شود و پرواز با این هواپیما انجام نخواهد شد، مسافران پیاده شوند و برای تعیین تکلیف به
    قسمت مربوط در فرودگاه بروند.
    در این قسمت، معطلی زیاد بود و تنها یک کارمند جوان (بانو) مسافران را راهنمایی می کرد. از گیت مربوط تا این قسمت راهی نسبتا طولانی بود، برخی از مسافران علیل بودند و پاره ای بچهِ کوچک داشتند.
     در این قسمت، مسافران برای پروازهای روز بعد میان چند هواپیما تقسیم شدند. یک بانوی ایرانی که فرزندش را در بغل داشت و گفت که مقصد او شهر رونوک ویرجینیا است و کوتاهترین فاصله به این شهر، فرودگاه دالس است، برای پرواز روز بعد، بُردینک پَس فرودگاه شیکاگو! گرفت. این تقسیم بندی تا ساعت 3 ـ 4 بعد از ظهر طول کشید. برخی از مسافران نگران جامه دانهای خود و انتقال آنها به پروازهای تازه بودند، پاره ای می گفتند که وقت دکتر داشتند و یا ملاقات اداری و دِدلاین کار. یک مسافر مَرد که انگلیسی را با لهجه اَدا می کرد گفت که از سه ساعت پیش از سوار شدن، هواپیما را از دیواره شیشه ای قسمت انتظار گیت می دید که متوقف بود، چرا قبلا و در طول این ساعت ها متوجه مشکل فنی در قسمت کامپیوتر نشده بودند؟. چرا شرکت هوایی که 86 هواپیما برای 130 مقصد دارد، نتوانست سریعا یکی را جابجا کند. استریَن ایرلاینز که هاب و بِیس آن همین فرودگاه وین است و سالهاست که به لوفت هانزا پیوسته و عضو «ستار الیانس» است، چرا نتوانسته هواپیمای دیگری را جانشین کند و مسافران ـ در قرن 21! ـ 24 ساعت معطل شوند. [استریَن ایرلاینز 60 ساله قبلا و تا چند سال پیش دولتی بود. فرودگاه وین همچنین هابِ یورو وینگز و چند شرکت هواپیمایی دیگر است و پُر از هواپیما].
    به هر حال، اعلام کردند که مسافران با اتوبوس به داخل شهر و هتل منتقل و روز بعد به مقصد فرستاده خواهند شد. آن همه مسافر به راهنمایی یک بانوی جوان به سوی اتوبوس ها به حرکت درآمدند ولی بر پاسپورت آنان باید مُهر ورود به اتریش زده می شد و بسیاری (به استثنای دارندگان گذرنامه آمریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا) باید ویزای ورود می داشتند که این مشکل با تماس های شرکت هواپیمایی حل شد. مشکل دیگر، تماس با خانواده در آمریکا و خبر دادن از تأخیر 24 ساعته بود که مسافران ایرانی سلفون و لپ تاپ با خود نداشتند زیراکه شنیده شده بود حمل این دو وسیله از چند فرودگاه معیّن به آمریکا ممنوع و یا دشوار است. متصدیان هتل می گفتند که باید برای تلفن کردن به خارج، پول بدهند و محاسبه آن وقت گیر است. در اینجا یک آمریکایی بسیار مهربان به نام ریچارد ساکن ایندیانا لطف کرد و سلفون خودرا در اختیار گذارد.
    روز بعد (13 آگوست)، مسافران در سه دسته؛ ساعت 5، ساعت 6 و ساعت 7 و 30 دقیقه بامداد با اتوبوس عازم فرودگاه شدند و باید پس از بازرسی کامل و بیرون آوردن ساعت و کمربند و عبور از چارچوب الکترونیک، به قسمت گذرنامه برای گرفتن مُهر خروجی از اتریش بروند. در اینجا یک بانوی ایرانی که فرزند خردسال متولد ایران داشت با مشکل رو به رو شد زیراکه نام خانوادگی کودک با نام خانوادگی او تفاوت داشت. مامور گذرنامه می گفت که از کجا بداند کودک را نربوده باشی؟. چند مسافر ایرانی که اشک های این زن را دیدند به میان آمدند و شهادت دادند که کودک فرزند همان خانم است و در ایران یک زن پس از ازدواج هم نام خانوادگی خودرا حفظ می کند.
    گروه ما که سهم هواپیمای عازم فرودگاه دالس (واشنگتن) شده بودیم پس از طی مسافتی به گیت مربوط رسیدیم که در اینجا، بررس دوم [ماموری که اجازه ورود به محل سوار شدن به هواپیما به مقصد آمریکا را می دهد] یک ایرانی ارمنی بود که کمک بسیار کرد. اگر کمک او که پس از بررسی پاسپورت و ... مُهر بر بُردینگ پَس می زد نبود، بسیاری که با تأخیر به گیت رسیده بودند ممکن بود که نتوانند سوار بر هواپیمای مربوط شوند. از این ایرانیِ ارمنی نامش را پرسیدم تا در گزارش خود آورم که گفت نمی خواهد تبلیغ شود. او همیشه کمک کرده و از این عمل خود لذت برده است.
     نزدیک به 11 ساعت بعد در فرودگاه دالِس بودیم. شماری کم از مسافران وارد مسیری شدند که تابلو «گلوبال اِنتری» داشت و سریعا از بازدید گذرنامه و گمرک گذشتند و مابقی در صف های طولانی قرارگرفتند. پرسیدم که قضیه آن مسیر چیست. گفتند هرکس که سالانه مبلغی بدهد و عضو گلوبال انتری شود از آن مسیر عبور خواهد کرد!.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved