روزنامک: نظر مخاطبان درباره مشکل مسافران یک پرواز هواپیمایی اتریش در فرودگاه وین ـ تداوم بوروکراسی یک عامل دیگر مهاجرت ایرانیان و مثالی از دیجیتالی شدن اسناد املاک ـ انقلاب مستضعفان و اتوبوس های شهری تهران ـ پُل های هوایی خیابان های تهران یک وسیله ناراضی شدن
4 شهريور 1396 - 26 اوت 2017

نظر مخاطبان درباره مشکل مسافران یک پرواز هواپیمایی اتریش در فرودگاه وین ـ تداوم بوروکراسی یک عامل دیگر مهاجرت ایرانیان و مثالی از دیجیتالی شدن اسناد املاک ـ انقلاب مستضعفان و اتوبوس های شهری تهران ـ پُل های هوایی خیابان های تهران یک وسیله ناراضی شدن

هر فرد در هر زمان حرف های دارد که می خواهد بزند درباره یک کار جالب، در مورد یک یا چند مسئله عمومی، در زمینه اشتباهات خود و یا دیگران و ... که طبق تجربه، انتشار آنها مفید و مؤثر واقع شده است و درس و سرمشق داده است.
    این نگارنده طبق روال دهها ساله، در جریان هر مسافرت، فرصت به دست می آید تا از این تجربه و درد دلِ «هَم ـ سَفَران» آگاه شود و آنها را برنگارد.
     از زمان آنلاین شدنِ «اخبار مطلق» و گسترش نفوذ اصحاب منافع در رسانه های عمومی و گزینشی شدن مطالب ژورنالیستی و در نتیجه کاهش مخاطبان نشریات خبری، توجه ژورنالیست ها به جمع آوری و انتشار مطالب حاشیه ای و گفت و شنیدهای اصطلاحا میدانی جلب شده است.
    این نگارنده در سفر کوتاه نیمه اول ماه آگوست 2017 به ایران ـ رفت و بازگشت، در چهار فرودگاه مبدأ و مقصد و نیز داخل هواپیماها موفق به شنیدن مطالب متعدد شد.
     مشکل پیش آمده در فرودگاه وین را که برایش باورکردنی نبود قبلا قلمی کرد که چگونه شرکت هواپیمایی اتریش در فرودگاهِ هاب خود (وین) نتوانست تا 24 ساعت، یک هواپیما جای هواپیمایِ «مشکل ِ فنی دار» خود قرار دهد و مسافران با تأخیر 24 ساعته به مقصد نرسند و برخی از آنان برنامه و دِدلاین خودرا از دست ندهند و متحمل زیان و ضرر نشوند. بسیاری از این مسافران، ترانسفری بودند. این مشکل و در حقیقت مسئله در سایت 16 آگوست این تاریخ آنلاین و نیز در روزنامک
    www.rooznamak.com
     و همچنین شماره 40 مجله روزنامک
    www.rooznamak-magazine.com
    درج شده است.
    در پی انتشار این مطلب در تاریخ آنلاین، در این زمینه دو تماس با مؤلف گرفته شد. یکی از این مخاطبان گفت، خواستم نظر انتقادی خودرا تلفنی به نمایندگی این شرکت هواپیمایی در تهران بگویم. در وبسایت این شرکت، تلفن نمایندگی های آن در همه کشورها درج شده بود جز در ایران! که هر روز صدها مسافر از آنجا دارد.
     مخاطب دیگر که خود از مسافران آن پرواز بود گفت: پس از تحمّل آن تأخیر 24 ساعته و رسیدن به مقصد، به مرجع مربوط در ایران که ناظر بر امور هواپیمایی ها است تلفن کردم، فردی که طرف مکالمه بود کاملا بی اطلاع از موضوع بود حال آنکه درباره اش، مطالبی در تاریخ آنلاین ایرانیان و ... درج شده بود. روابط عمومی هر دستگاه دولتی باید همه مطالب مربوط را بخواند و به وزیر خود گزارش کند. ادارات روابط عمومی وزارتخانه ها برای انجام همین وظیفه به وجود آمده اند. وقتی که یک مؤسسه دولتی به یک شرکت مجوّز فعالیت در ایران می دهد باید بر کار آن نیز نظارت داشته باشد. به آژانس فروش بلیت خود در تهران تلفن کردم، ولی جواب درستی نشنیدم. این آژانس شماره تلفن دفتر لوفت هانزا در تهران را به من داد و گفت چند سال پیش لوفت هانزا هواپیمایی اتریش را خریده، به دفتر آنها که مشترک است و رو به روی پارک ساعی (خیابان سراسری ولی عصر) است تلفن کنم. با این وضعیت برایم راهی جز گرفتن وکیل و دادن دادخواست به یک دادگاه آمریکا باقی نمانده است. دوستم گفت که اگر در ایران به دادگاه دادخواست غرامت بدهم هزینه وکالت قضایی کمتر است. [اگر نظر و نظراتی دیگر واصل شود درج خواهد شد.].
    - - - - -
    در جریان این رفت و آمد کوتاه، در فرودگاه بین راه به صحبت یک همسفر ـ ظاهرا 75 ساله ـ با مسافر دیگر که به نظر می آمد آشنای هم بودند گوش فرا دادم، از تداوم بوروکراسی در ایران سخن می گفت. وارد صحبت آنان شدم،گفت: از سال 1340 تا 1342 دوران کارآموزی خود را در اداره ثبت اسناد گذراندم، به آنچه را که مشاهده کردم کاری ندارم ولی هر تحصیلکرده و اهل اندیشه را که دیدم و مشکلی با اداره ثبت داشت می گفت که چرا و به دلیل و منطق باید اداره ثبت اسناد ضمیمه قوه قضایی باشد که تکلیف آن رسیدگی به تظلمّات و جرائم و اختلافات است. ثبت اسناد چه ارتباطی به این قوه از قوای سه گانه دولت دارد، به نظر من [مسافر] تشکیلات ثبت اسناد باید یا وابسته به وزارت کشور باشد و یا یک سازمان مستقل. در دهه 1330 یک بار بر در آن قفل زدند و موقتا تعطیل اش کردند، ولی ... ـ چه حاصل.
    این هَمسَفَر اضافه کرد: سی و چند سال است که در آمریکا زندگی می کنم. هر یکی ـ دو سال یک بار به زادگاه سر می زنم و گاهی در آنجا چند ماه می مانم. برای اینکه سربار دیگران نباشم، چندی پیش در تهران یک آپارتمان یک اطاق خوابه تقریبا 45 متری به 200 میلیون تومان خریداری کردم. دفترخانه ثبت معامله گفت که سند معاملات تازه مستغلات باید دیجیتالی شود، پرونده را به اداره ثبت اسناد منطقه خواهیم فرستاد تا سند دیجیتالی یک برگی (به جای سند دفترچه ای پلمپ شده) را صادر کند. بیش از چند هفته تا یک ماه طول نمی کشد. گفتم بنویسید به آدرس شما بفرستند زیراکه ممکن است، من در تهران نباشم. 5 ـ 6 ماه بعد که به ایران بازگشتم و سراغ دفترخانه (مَحضَر اسناد رسمی) مربوط رفتم، گفتند که سند دیجیتالی من هنوز نیامده است و نامه ای هم در باره آن به ما نرسیده است، خودت به اداره ثبت منطقه شرق تهران برو ببین قضیه از چه قرار است. با اضطراب و نگرانی به اداره ثبت اسناد آن منطقه رفتم. در آنجا با صف های انتظار رو به رو شدم و در یک مورد صدای اعتراض یک مراجعه کننده بلند شد که مامور حفاظت ساختمان مداخله کرد. ساعت ها گذشت تا نوبت به من رسید. پرونده را در بایگانی یافتند و نگاه کردند و گفتند که دفترخانهِ فَک رَهن (دفترخانه دیگر، نه دفترخانه ثبت معامله) یک رقم را اشتباه تایپ کرده است. به این دفترخانه رفتم، رقم را در کامپیوتر اش اصلاح کرد و اینترنتی به شعبه مربوط ثبت اسناد فرستاد. به همان شعبه ثبت بازگشتم و پس از ایستادن در صف و رسیدن به کارمند متصدیِ و به قول خودشان متصدی مکانیزه، گفت که هنوز پاسخ نرسیده است، با تعجب گفتم که ارسال اینترنتی آنی است، گفت که اینجا این طور نیست!. چهارشنبه بود، گفت که پنجشنبه ها اداره تعطیل است برو و شنبه و یا یکشنبه بیا، شاید که تا آن وقت برسد. با این پاسخ و مشاهده آن همه ارباب رجوع و وضعیت از خیر قضیه گذشتم و به دفترخانه تلفن کردم و گفتم که خودشان دنبال کنند و ....
    این هَمسَفَر گفت که در آمریکا چون بازنشسته است و کاری ندارد، اغلب به محافل ایرانیان می رود و برخلاف آنچه که گفته شده است، همه ایرانیان به دلایل اقتصادی تَرک وطن نکرده اند، شماری عمدتا از دست بوروکراسی و مشاهده کارهایی ازجمله پارتی بازی و انتصابات غیر استاندارد دست به مهاجرت زده اند که یک مورد این بوروکراسی را برایتان گفتم. یکی از شعارهای انقلاب سال 1357 همین پایان داده شدن به کاغذبازی ادارات دولتی و پارتی بازی بود و در چند سال اول پس از انقلاب هم این مسائل دیده نمی شد که دوباره به همان وضعیت سابق بازگشته است. راه حل مسئله بوروکراسی بسیار ساده است. من در آمریکا خانه خریده ام. نه از سند دیجیتال خبری است و نه از دفترخانه و اداره ثبت اسناد، همان بنگاه معاملات املاک و وکیل او کارها را انجام می دهند و از شهرداری سند می گیرند و برای خریدار پُست می کنند. این اداره بازی ها را عوامل خارجی در دهه های 1300 و 1310 به ایران تحمیل کردند. انقلاب یعنی ریختن شالوده ای دیگر و بهتر، نه دنبال کردن همان وضعیت که عمدتا اقتباس از اروپای قرن 19 بود.
    - - - - -
    در همین انتظارنشینی پُشتِ گِیتی، یک هَمسَفَر دیگر گفت: حالا که انتخاب شهردار تازه تهران در جریان است، خوب است کسی را انتخاب کنند که از قشر اتوبوس سوار باشد. انقلاب 1357 ایران، انقلاب مستضعفان اعلام شده بود و هنوز هم در هر سخنرانی، این کلمه به میان می آید. شهردار تهران اگر هم از قشر اتوبوس سوار نباشد، پس از انتخاب به این سمت باید هفته ای چند بار و دست کم یک بار مسافر اتوبوس های شهری شود.
    این هَمسفر افزود: چون اقامت من در تهران در هر سفر بیش از چند روز نیست و به شهر خودم می روم، در تهران با اتوبوس شهری رفت و آمد می کنم. در بیشتر ساعات، مسافران اتوبوس ساندویچ وار و چسبیده به هم می ایستند به گونه ای که پیاده شدن در ایستگاهِ مورد نظر دشوار است. برخلاف همه شهرهای کوچک و بزرگ جهان، اتوبوس های تهران نوارِ خودکار اعلام ایستگاه ندارد و مسافران که اغلب سالخورده و یا شهرستانی هستند، ایستگاه را از یکدیگر می پرسند. روی شیشه های بعضی از اتوبوس ها هم توری فلزی کشیده اند! و از داخل اتوبوس طرفین خیابان به خوبی دیده نمی شود تا مسافر ایستگاه مورد نظر را بیابد. ضمنا طبق مشاهدات من، مسافران اتوبوس های شهری تهران سال به سال افزایش می یابند، موردی که باید دید چرا؟. مسئله دیگر که من [این هَمسَفَر] دیدم، پُل های هوایی روی خیابانهای تهران است و بیشتر آنها بدون پلکان برقی. هر پُل دهها پله دارد. با توجه به اینکه درصد بزرگی از رهگذران سالخورده هستند، این پُل ها یک وسیله ناراضی سازی است. با چند دقیقه ایستادن کنار یکی از این پُل ها ـ پُل هایی که در کشورهای دیگر دیده نمی شود ناراحتی سالخوردگان از بالا رفتن از پلکان این پُل ها احساس می شود.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved