روزنامک: اظهارات مارس 1979 ویلیام کُلبی مدير پيشين «سيا» درباره سقوط شاه ایران و پیش بینی های بعدی او درباره ایران
25 فروردين 1399 - 13 آوريل 2020

اظهارات مارس 1979 ویلیام کُلبی مدير پيشين «سيا» درباره سقوط شاه ایران و پیش بینی های بعدی او درباره ایران

ویلیام ای. کُلبی William E. Colby مدیر «سی. آی. ا.» از 1973 تا 1975 که قبلا نیز از مأموران و مقامات این سازمان اطلاعاتی و دفتر خدمات استراتژیک بود و در سال 1996 در جریان یک قایق رانی! درگذشت، در مارس 1979 و هجده روز پس از پیروزی انقلاب ایران گفت که تشتّت نظرات و ضعف تحلیل در آن سازمان اطلاعاتی سبب شده بود که واشنگتن نتواند سقوط شاه و تغییرات مربوط را در ایران دقیقا پیش بینی کند که برای دولت آمریکا که نمی خواهد یک قدرت دیگر وارد آن منطقه شود امری مهم و حساس است. آمریکا در خاور میانه و آسیای جنوبی منافع بسیار و حیاتی دارد و دولت شاه در طول ربع قرن، نهایت صمیمت خود را نسبت به آمریکا نشان داده بود.
     کُلبی گفته بود که پرزیدنت کارتر خواهان رفتن شاه نبود، بلکه می خواست که دمکراسی در ایران برقرار باشد زیراکه انتخابات ایران سالها بود که زیر سئوال بود. اختلاف نظر سایرس ونس (وزیر امورخارجه وقت) و برژینسکی (مشاور ویژه کارتر) بر سر ایران نیز مزید بر علت شده بود.
     کُلبی گفته بود که از ریچارد هِلمز (رئیس پیشین خود در سی. آی. ا. و سفیر اسبق آمریکا در تهران) شنیده بود که بیماری شاه (سرطان) که می کوشید آن را از ایرانیان پنهان دارد در توان او به بررسی مسائل و تصمیم گیری خلل ایجاد کرده بود و مشاوران نزدیک او هم جماعتی «بله قربان گو» بودند که یا درک عمیق از واقعیت ها و توان دورنگری نداشتند و یا جرأت بیان آن را نزد شاه به خود نمی دادند. [به همانگونه که در ماههای آخر پادشاهی رضاشاه که پیر شده بود، در پاسخ به هر پرسشی درباره تأثیر جنگ جهانی در وضعیت منطقه، به او می گفتند: "خاطر مبارک آسوده باشد!".].
     کُلبی همچنین گفته بود که نگرانی آمریکا در ماههای آخر انقلاب ایران از احتمال وقوع یک کودتای نظامی، روی کارآمدن يک و يا چند ژنرال و زنده شدن میلیتریسم ایرانی و تجدید وضعیتی نظیر دوران نادرشاه و رضاشاه بود که اين دو سردار، چشم به احیاء امپراتوری پارسیان داشتند و چنين تفکّري در اين زمان (زمان وقت) نهایتا درگیری با همسایگان و مداخله مسکو را مي توانست به دنبال داشته باشد، بویژه که در کابل (افغانستان) یک دولت کمونیستی بر سر کار آمده بود، دمشق و بغداد از دوستان نزدیک مسکو بودند، و ماموریت هایزر در تهران ممانعت از چنین کودتای احتمالی بود. نگرانی دیگر واشنگتن، قدرت گرفتن کمونیست ها و چپگرایان ایرانی بود که در سال انقلاب کاملا فعّال بودند و در جریان فروپاشی مراکز نظامی تهران، اسلحه به دست آورده بودند. در این میان، برژینسکی قراردادن اسلامیون در برابر کمونیست ها را مدّ نظر داشت (خداباوران در برابر خداناباوران) و .... باید بدانیم که «تاریخ» به ما آموخته؛ نتایج انقلاب، کودتا، جنگ و هر تحوّل غیر دمکراتیک (خارج از انتخابات و نظم) قابل پیش بینی و حتی مطابق برنامه ریزی و هدف نبوده است.
    کُلبی نزدیک به یک سال بعد و چند ماه پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران و کناره گیری مهدی بازرگان از نخست وزیری گفته بود؛ خمینی (آیت الله خمینی) با نخست وزیر کردن مهدی بازرگان ـ چند روز پیش از سقوط نظام سلطنتی، واشنگتن را عملا ـ غیرمستقیم ـ قانع کرده بود که دمکراسی خواهان (لیبرال دمکرات ها) دولت انقلاب (قوه اجرایی) را در دست خواهند داشت، حال آنکه طبق روند [قواعد وتجربه] هر انقلاب، انقلابیون مبارز عملا کار اجرایی می کردند، می گرفتند و می بستند ودر امورمداخله می کردند و در برابر آنها، کاری از دولت مهدی بازرگان ساخته نبود تا اینکه سفارت ما را هم گرفتند و بازرگان که حوصله ازدست داده بود به نشانه اعتراض کناره گیری کرد. باید خود را آماده کنیم که این انقلابیون همه کاره خواهند شد، ولی آنها چند گروه و از میان آنها، سه گروه بزرگتر هستند؛ اسلامیون، ملیّون و چپگرایان. این گروهها بر سر آزادی عمل و بالاخره سهم خواهی و کسب قدرت با یکدیگر درگیر خواهند شد که قطعا اسلامیون که مورد حمایت روحانیون هستند برنده خواهند بود.
    کُلبی چند ماه پس از آغاز جنگ عراق با ایران گفته بود که نتایج جنگ هرچه باشد، ممکن است در عمل، شعارهای انقلاب (انقلاب سال 1958) به تدریج کمرنگ شود و مسائل دیگری پیش آید. پس از کُلبی، جورج بوش (پدر) مدیر سی. آی. ا. شده بود.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved